ايالت قليوب و غيره است. (21 ايالت ذكر شده). مساحت هر دهكده، چگونگي خاك، درآمدي كه تيولداران از آن به دست ميآوردند و ماليات آن ذكر شده است. اين نوع كتاب مميزي رابه نام فرمانروايي كه فرمان به تدوينِ آن داده بود، الروكالناصري ناميدند و تا ديرزماني ملاك كارهاي اداري قرار گرفت، چنانكه مقريزي مورخ مصري (متوفا 1442م/846 ه ق) آن را ((آخرين مميزي)) مينامد. ولي هرچندگاه يكبار آن را با تغيير اوضاع و احوال اصلاح و تعديل ميكردند، چنان كه مثلاً در سالهاي 1375م/777 ه ق، 1378م/780 ه ق و 1403م/806 ه ق اين كار انجام گرفت.
الروك الناصري كه در سالهاي 1375 ـ 1376، يعني در اواخر پادشاهي ملكالاشرف شعبان(1363 ـ 1376م/765 ـ 778 ه ق) نوهٴ ملكالناصر محمد، اصلاح شده، به صورت نسخههاي خطي عربي و تركي فراواني در دست است. اين تنها گزيدهاي از روك اصلي است، كه درآن نام زمينداران تازه به جاي صاحبان پيشين آنها گذاشته شده و درآمدها از نو ارزيابي گرديده است.
اين متن بسيار جالب را سيلوستردوساسي در پيوست ترجمهٴ فرانسهاش از توصيف مصر تأليف عبداللطيف (سيزدهم ـ 1) (صص 581 ـ 704، پاريس 1810) چاپ كرده است. براي تعيين نام مكانها، او از ياقوت (سيزدهم ـ 1) و فيروزآبادي (چهاردهم ـ 2) استفاده كرده است؛ او مساحت كل هر محل (با مقياس فدان)، ميزان زمين وقف يا ارزاق و درآمد كل آن را به دينار ذكر ميكند. در نسخهٴ خطي، همهٴ اين اعداد با حروف كامل ذكر شده، بدون استفاده از ارقام. اين دليل ديگري است بر اينكه ارقام عربي كمتر بهكار ميرفت، حتي در آن اسنادي كه ميتوانست بسيار كارآمد باشد. البته دراين مورد نوشتن با حروف ممكن است براي پيشگيري از دستكاري باشد، ولي اگر ارزش ارقام عربي بهدرستي درك شده بود، ممكن بود آنها را همراه با حروف بنويسند.
بزرگترين جغرافيدان عصر، نه تنها در جهان اسلام، بلكه در همه جا، امير شامي معروف به ابوالفدا (متوفا 1331م/732 ه ق) بود.
تقويم البلدان او كه در سالهاي 1316 ـ 1321م/ 716 ـ 721 ه ق تأليف شده، رسالهٴ جغرافيايي استادانهاي است كه تقريباً سراسر جهان شناختهشدهٴ آن زمان را توصيف ميكند و به ويژه در خصوص آفريقاي شمالي و آسيا بسيار باارزش است. در كليات آغاز كتاب، موٴلف اشاره ميكند (براي نخستين بار) كه اگر يك دور به گرد جهان بگرديم، يك روز پيش ميافتيم (يا عقب ميافتيم ــ بسته به اينكه گردشمان در جهت خاور يا باختر باشد). توصيف او از هر كشور جدولهايي به دنبال دارد كه در آنها شهرهاي عمده و مختصات جغرافياييشان و ساير آگاهيها به صورتي مختصر آمده است (شكل 19). عرض و طولهاي جغرافيايي يا بهصورت تجربي بهدست آمده يا از روي فاصلهشان از شهرهاي ديگر به صورت قياسي تعيين شده است. او از ناقص بودن مختصاتش بهخوبي آگاه بود، بهاين دليل كه به آثار پيشينيان خويش مراجعه كرده بود از قبيل كتاب رسمالربعالمعمور ــ كه براي مأمون از يوناني به